اسرائیل باید از بین برود. امام خمینی (ره) در این وبلاگ سعی شده است تا گوشه ای از توطئه های زرسالاران قدرت طلب یهود به نگارش در آید. حمایت از مردم فلسطین، مقاومت اسلامی لبنان و آگاه سازی مردم و مبارزه با دشمنان انسانیت از وظایف ماست.
خداي متعال در قرآن مجيد مي فرمايد: «يهوديان گفتند دست خدا بسته است، دست آنان بسته باد، و به سبب اين گفته از رحمت خداي دور شدند. بلکه دستهاي خدا گشوده است و هرگونه بخواهد انفاق مي کند.» «... آنچه که از ناحيه پروردگار بر تو فرود آمده، بر سرکشي و کفر آنان مي افزايد و ميان آنان تا روز رستخيز، کينه و دشمني انداختيم، و هر وقت آتش جنگي را بر افروختند، خداوند آن را خاموش گردانيد، آنان سعي در ايجاد فساد در زمين دارند و خداوند فساد کنندگان را دوست نمي دارد.»
اين وعده خداست، به فرونشاندن آتش جنگ هايي که يهوديان بر مي افروزند، خواه مستقيما" خود آنان خوي جنگ افروزي داشته،و يا اينکه ديگران را به اين عمل تحريک کنند واين وعده الهي بدون استثناء خواهد بود، زيرا با لفظ «کلما اوقدوا» يعني «هروقت آتش افروزي نمايند» آمده است.
تاريخ گذشته و حال آنان گواهي مي دهد که آنها همواره در پي آتش افروزي بسياري از آشوب و جنگها بوده اند، اما خداوند متعال وعده خود را نسبت به مسلمانان و بشريت با عنايت خويش تحقق بخشيده، و مکر و حيله يهود را باطل و نقشه هايشان را خنثي کرده و آتش جنگ آنان را فرو نشانده است. و شايد بزرگترين آتش جنگ و آشوبي که آنان عليه مسلمانها و جهانيان برافروخته اند،همين نبرد فعلي باشد که جهت دامن زدن به آن، شرق و غرب را تحريک نموده، و خودشان در فلسطين مستقيما"، و در اکثر کشورهاي جهان بطور غير مستقيم طرف درگير مي باشند، و چيزي نمانده که وعده خداوند با فرونشاندن اين جنگ تحقق يابد و از آيه شريفه ياد شده چنين استفاده مي شود که دشمني و درگيريهاي داخلي آنها، خود يکي از راه هاي لطف خداوند، براي فرونشاندن آتش جنگ آنها خواهد بود، به دليل ذکر جمله «اطفاء النار» بعد از طرح دشمني و درگيريهاي داخلي در آيه شريفه، گوئيا که خاموت نمودن آتش افروزي آنان، فرع بر ايجاد کينه در بين آنها مي باشد.
«و ما ميان آنان تا روز قيمات دشمني و کينه توزي افکنديم و هرگاه آتش جنگي را برافروزند، خداوند آن را فرو مي نشاند.»
اين شمه اي از تاريخ آنان بود، و ما به تفسير آيه هايي که وئعده هاي سه گانه خدا در باره يهوديان را در بر دارد، با اندکي شرح در کتاب «الممهدون للمهدي» (زمينه سازان ظهور حضرت مهدي (ع) پرداخته ايم.
اما برخي از روايات مربوط به نقش يهوديان در زمان ظهور، مربوط به گرد آمدن آنها در فلسطين قبل از جنگ نابود کننده آنها است که تفسيري براي اين آيه شريفه است: «و بعد از او به بني اسرائيل گفتيم زمين را ساکن شويد و زماني که روز قيامت فرا رسيد شما را آميخته با يکديگر مي آوريم.» يعني شما را از هر ناحيه اي و يا همگي شما را گرد آورديم، چنانکه در تفسير نورالثقلين آمده است. و از اين حديث شريف درباره آمدن آنان و کارزارشان در عکا استفاده مي شود، از پيامبر (ص) روايت شده که فرمود: «آيا شنيده ايد نام شهري را که بخشي از آ» درون درياست؟ عرض کردند آري، فرمود: قيامت به پا نمي شود مگر آنکه هفتاد هزار تن از فرزندان اسحاق به شهر يورش مي برند.»
و از امير مومنان (ع) است که فرمود: «در مصر منبري را بنا نموده و دمشق را قطعا" تخريب خواهم کرد و يهوديان را از شهرهاي عربي بيرون مي رانم و با همين چوب اعراب را خواهم راند،راوي اين حديث (عبايه اسدي) گويد: پرسيدم اي اميرمومنان، شما به گونه اي خبر مي دهيد که به يقين پس از مردن زنده خواهيد شد؟ فرمود: اي عبايه به روشي غير روش ما صحبت کردي. مردي از تبار من (يعني حضرت مهدي (ع)) اين کارها را انجام مي دهد.»
اين روايت دلالت دارد، که يهوديان در بسياري از شهرهاي عرب تسلط و يا حضور موثر د ارند و ما پيرامون نبرد حضرت مهدي (ع) با سفياني و يهوديان، در بيان حوادث سرزمين شام، و حوادث حرکت ظهور، سخن خواهيم گفت.
و از جمله روايات، حديث کشف معبد توسط آنهاست، و جمله «کشف هيکل» (معبد) در شمار نشانه هاي ظهور آمده، که ظاهرا" معبد حضرت سليمان (ع) کشف خواهد شد، از اميرمومنان (ع) نقل شده که فرمودند:
«ظهور آن حضرت نشانه ها و علاماتي دارد: نخست محاصره کوفه با کمين کردن و پرتاب سنگ، و ايجاد شکاف و رخنه در زواياي کوچه هاي کوفه، تعطيل مساجد به مدت چهل شب، کشف معبد و به اهتزاز درآمدن پرچمهايي گرداگرد مسجد بزرگ (مسجدالحرام) کشنده و کشته شده هر دو در آتش اند»
ولي احتمال دارد که کشف معبد ز ناحيه زمينه سازان ظهور حضرت مهدي (ع) اندکي قبل از ظهور وي، صورت پذيرد، زيرا روايت خاطرنشان نمي کند که چه کسي آن را کشف مي نمايد همچنانکه ممکن است آن معبد، آثاري تاريخي و غير از معبد حضرت سليمان و يا در محل ديگري غير از قدس باشد، چون عبارت و جمله «کشف معبد» بطور مطلق ياد شده است.
بخش هاي اول اين روايت نشان گر حالت جنگ در کوفه است که در روايات، از آن به عراق ياد شده، اما در اين جا به معني همان شهر کوفه و محاصره و سنگ باران آن و ايجاد موانع دفاعي در گوشه و زواياي خيابانهاي آن شهر مي باشد، اما پرچم هاي گوناگون در اطراف مسجدالحرام، اشاره به درگيري و کشمکش قبيله ها با حکومت مرکزي حجاز است که اندکي پيش از ظهور حضرت مهدي (ع) پديد خواهد آمد و در اين زمينه روايات فراواني وارد شده است.
قفقاز به عنوان رشته كوهي كه آفتاب در آن تلالو خاصي دارد و
از آن طلوع مي كند ناميده شده است. منطقه اي كه به لحاظ جغرافيايي 440.000
كيلومترمربع وسعت دارد. از درياي سياه تا خليج باكو. اين منطقه مدت ها در كشاكش
ميان حكومت هاي مختلف دست به دست شده است.
جمهوري هاي مختلف فعلي نيز پس از فروپاشي شوروي بوجود آمده
اند. استالين محوريت اصلي حوادث را داشته و قرايني از جمله همسر يهودي او حاكي از
آن است كه يهود در اين منطقه اقدامات جدي انجام داده است. مسائل مربوط به آبخازيا
و اوستيا را نيز استالين در سيستم اداره حكومت خود در اين منطقه ايجاد كرده است به
نحوي كه دائم اين منطقه در التهاب و تنش به سر مي برد. از جمله نخجوان را از
ارمنستان جدا نمودهبه آذربايجان داده و
مناطقي را به صورت خود مختار در دل يك منطقه ايجاد مي كرده تا درگيري هميشه ادامه
داشته باشد.
آذربايجان ريشه هاي فرهنگي مشترك زيادي با ايران دارد. از
جمله نام آن تا 70 سال پيش ارّان به معناي ايران بوده و يكباره نام آن به
آذربايجان تغيير يافته كه منشا آن استعماري است و آژانس يهود بويژه در آن نقش
موثري ايفا كرده است. آذر به معناي آتش است و وجود آتشكده هاي زياد در منطقه اين
نام را توجيه مي كند. آذربايجان سرزمين 50 قوم و زباناست. به طوري كه دوشهر با
فاصله 10 كيلومتر دو زبان،دين و فرهنگ كاملا متفاوتي از يكديگر دارند. مثلا شاميرام
در ارمنستان ديني تركيبي از مسيحيت، اسلام، زرتشت و ميترائيسم است و نقش پ.ك.ك و
يهود در ايجاد آن اثبات شده است. و يا قوم مالاكان ها در شهر دليجان كه مسيحيان
ارتدوكس هستند با عقايدي بسيار شبيه به شيعه از جمله معتقد به مصلوب شدن مسيح
نيستند و به منجي آخرالزمان اعتقاد دارند و توضيح المسائل دارند.
نفوذ ايران در منطقه در 2 مقوله عمده است. 1- زبان و ادبيات
فارسي كه ريشه دار است. بيش از 14000 واژه متداول فارسي مستعمل است و البته پس از
كتاب سوزي هاي عظيم دوران حكومت كمونيستي اين مسئله تحت الشعاع قرار گرفت. 2- ابنيه.
مساجد و مدارس شيعه در منطقه از گذشته موجود مي باشد و آثار هنرمندان منطقه تاييد
كننده نفوذ ايران است. در اين مورد نيز يهوديان با تخريب وحشيانه مساجد و مدارس
مسلمانان و مسيحيان سعي در نابودي مذهب و دين داشتند در حالي كه هيچ كنيسه اي در
اين منطقه ويران نشده است.
مشتركات فرهنگي: 1- پيوندهاي تاريخي مشترك همانند مراسم
دخيل بستن و خرافات كه در آن منطقه نيز مانند ايران رواج زيادي دارد. 2- ادعيه كه
براي رفع آل و بختك و... استفاده مي كنند. 3- قفقازي ها در تاريخ ايران مرزداران
ايران بودند و در سپاه اسلام نيز حضور داشتند و به حكومت صفويه نزديك تر بودند تا
عثماني ها. 4- گرايش به دين كه علت اين امر در دهه هاي اخير را انقلاب اسلامي مي
توان برشمرد كه مردم دوباره در اين منطقه به سمت دينداري مي روند.
مشكلات منطقه:1- فعاليت هاي اقتصادي ايران غالب است بر كار
فرهنگي و آن هم دزدياقتصادي است 2-فعاليت
هاي اقتصادي در خدمت افراد متعين است لذا به شدت به ايراني ها بي اعتمادند. 3- سوء
استفاده هاي اقتصادي ايران بازار را به دست رقيبان داده است. 4- حضور گسترده
ايرانيان فاسد در منطقه 5- گسترش فعاليت هاي امنيتي به جاي فرهنگي 6- كمبود حضور
نيروهاي متخصص در منطقه 7- عدم وجود سياست هاي كلان در منطقه 9- حضور گسترده
فرهنگي آمريكا در منطقه