مسأله بازگشت یهودیان به فلسطین و تأسیس جامعه و حکومت اسرائیل در اصل نه صهیونیستی بود و نه یهودی؛ بلکه ازسوی کشورهای استعمارگر اروپا بهخاطر منافع و ایجاد پایگاهی در منطقه مطرح میشود. برای حفظ این منافع، ناسیونالیسم یهود ـــ که پدیدهای کاملاً اروپایی بود ـــ بهوجود میآید و در نیمة دوم قرن نوزدهم در کشورهای اروپای غربی و روسیه شروع میشود و توسعه مییابد.
بهطور مسلم موضوع صهیونیسم به ریشهیابی سیاستهای تشکیلدهندة آن نیاز دارد و بیتردید این مهم، بدون شناخت علمی پدیدة صهیونیسم ناممکن است. این مقاله میکوشد تا به بررسی این عوامل بپردازد.
جنبش صهیونیستی درواقع حرکتی مستقل و متکی به خود نبود؛ بلکه همزمان با رشد رقابتهای استعماری و امپریالیستی در اروپا بهوجود آمد. اندیشة صهیونیستی، یعنی بازگشت به فلسطین و تأسیس حکومت اسرائیل، در اصل ازسوی قدرتهای استعماری رقیب در اروپا مطرح شد و بعدها بورژوازی یهود نیز برای دستیابی به اهداف خود، با سرمایهداری اروپا همدست شد و حرکت صهیونیستی را بنا نهاد.
با توجه به این جناحبندیهای استعمار، شاهد بهوجود آمدن انجمن وگردهماییهای یهودیها در سراسر اروپا هستیم که ازسوی انگلستان حمایت میشد؛ یکی از معروفترین این انجمنها، «جنبش عشاق صهیون» بود که برای نخستینبار در سال 1882 در روسیه پدید آمد.
موجودیت صهیونیستی از آغاز تأسیس، درصدد حفظ منافع استعمارگران ازجمله نفت و درهم کوبیدن جنبشها و جلوگیری از تحقق آرمانهای ملی و قومی مردم منطقه بود.
نحوه بهوجود آمدن صهیونیسم
واژه صهیونیسم (zionism) ممکن است نخستینبار ازسوی «ناتان بیرن بام»
(Nathan Birn Baum) در مقالهای ـــ که در سال 1886 انتشار یافت ـــ درج شده باشد. آنچه از این واژه مفهوم میشد، معنایی بهصورت «استقرار دوبارة ملت یهود در خاک فلسطین» داشته است یا به قول نویسندهای که تأکید فراوانی دارد تا آن را «ارضاسرائیل» (Erez ___ Israel) بنامد، به ناگاه پیروان جنبش صهیونیسم، بین یهودیان و فلسطین ارتباطی تاریخی مییابند.
درواقع جنبش صهیونیستی حرکتی مستقل و متکی بهخود نبود؛ بلکه همزمان با رشد رقابتهای استعماری و امپریالیستی در اروپا بهوجود آمد و حیات آن در طول سالهای قبل از 1948 به قدرتهای استعماری اروپا (آلمان ـــ انگلستان) و سپس به آمریکا وابسته بود. درواقع صهیونیسم زاییدة رشد بورژوازی یهود در اواخر قرن نوزدهم در اروپا و آمریکا بود و حمایت بورژوازی یهود، گسترش این حرکت را سبب شد. با وجود این، تعداد فراوانی از یهودیان غیرصهیونیست و گروهی از صهیونیستهای غیرسیاسی، ضمن مخالفت با نظر رهبران صهیونیست، اندیشههای آنان را ضد تعالیم دین یهود و ارتدادی میدانند.
درمجموع، اصطلاح صهیونیسم در قرن نوزدهم ساخته شد؛ ولی بااینحال برای اشاره به پارهای گرایشها در تاریخ غرب و نیز درون نسق دینی یهود ـــ که بر این تاریخ تقدم دارد ـ به کار میرود:
1.صهیونیسم بهمعنای دینی: واژه صهیون (sion) در میراث دینی یهود به کوه صهیون و بیتالمقدس و بهطور اعم بر سرزمین مقدس اطلاق میشود. یهودیان، خویشتن را «زادةصهیون» میدانند؛ همچنین این واژه برای اشاره به یهودیان بهعنوان یک گروه دینی بهکار میرود.
2. همچنین این اصطلاح بر یک دیدگاه یهودی مشخص اطلاق میشود. که در اروپا پدید آمده است. این جریان به دفاع از اسکان یهودیان در فلسطین برخاسته است.
3. با اوجگیری سکولاریسم در جوامع غربی، صهیونیسم در محافل فیلسوفان، بهویژه فیلسوفان رومانتیک، و اندیشمندان سیاسی و ادیبان ظاهر شد که با تکیه بر استدلالهای تاریخی، سیاسی و حتی «علمی»، اسکان دوبارة یهودیان در فلسطین را تبلیغ میکرد. این نوع صهیونیسم را «صهیونیسم غیریهود» یا «صهیونیسم اغیار» مینامند.
4. پدید آمدن گرایشهای صهیونیستی در میان یهودیان در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد که نخست بهشکل «نیکوکاری» سنتی و ارسال صدقات ازسوی ثروتمندان یهودی غرب به برادران بینوایشان در شرق به منظور یاری آنان در امر اقامت در کشور دیگر ازجمله فلسطین تجلی یافت.
5. «ناتان بیرن بام» اندیشمند یهودی اتریشی (1937 ـــ 1864) در جملة خود آزادسازی اصطلاح صهیونیسم را مطرح کرد وی در سخنرانی خود به تاریخ ششم نوامبر 1891م. در تشریح مفهوم این اصطلاح گفت:
«صهیونیسم به معنای برپایی سازمانی است که علاوهبر حزب (دوستداران صهیون) که درحالحاضر موجود است، تشکل قومی ـــ سیاسی را نیز دربرداشته باشد.»
وی در محفلی دیگر (در نخستین کنگرة صهیونیسم) در سال 1897م. میگوید که از دیدگاه صهیونیسم، قومیت، نژاد و ملت یک شیاند. بدینترتیب وی تعریف تازهای از دلالت اصطلاح «ملت یهود» ارائه داد که در گذشته به گروه دینی ـــ قومی اشاره داشت و از آن پس به گروه نژادی (به مفهوم رایج آن زمان) اشاره کرد که جنبه دینی از آن زدوده شد.
6. پس از آن، معانی و دلالتهای واژة مذکور شاخ و برگ یافت. «صهیونیسمسیاسی» و «صهیونیسم عملی» سر برون کردند و درپی آن، دو «صهیونیسمترکیبی» (synthetic) پدید آمد؛ سپس صهیونیسم فرهنگی و دینی ظاهر گردید که بعد «گتو»یی (Ghettos محلههای یهودینشین) را بر صهیونیسم افزود؛ همچنین «صهیونیسم دموکراتیک»، «کارگری»، «بازگشت» و «رادیکال» ظهور یافت و پس از 1948 صهیونیسم دیاسپورا (Diaspora آوارگی قوم یهود) پدیدار گشت.
7. واژه صهیونیسم در جهان عرب و کشورهای جهان سوم به معنای استعمارگری مبتنی بر شهرکسازی و اشغالگری است که با حمایت غرب در فلسطین انجام گرفتهاست و نزد آنها بار دینی دربر ندارد.
منبع:http://www.porsojoo.com/fa/node/3481
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 توسط محمد جواد رمضاني
| لينك ثابت |