اسرائیل باید از بین برود. امام خمینی (ره) در این وبلاگ سعی شده است تا گوشه ای از توطئه های زرسالاران قدرت طلب یهود به نگارش در آید. حمایت از مردم فلسطین، مقاومت اسلامی لبنان و آگاه سازی مردم و مبارزه با دشمنان انسانیت از وظایف ماست.
وقتي که سينما در سال 1890 اختراع شد، بسياري آن را جدي
نگرفتند. در آغاز، سينما کاملاً تفنني تلقي مي شد. در سالهاي 1916 و 1917 با ورود
برخي از سينماگران حرفه اي و با ساخت فيلم هاي جذاب اين هنر رونق گرفت. ساخت
استوديوهاي شش گانه آمريکايي در دهه 1920م، هاليوود را در حومه شهر لوس آنجلس
تشکيل دادند و تا 30 سال بعد از آن هاليوود حاکم مطلق اين هنر بود. صاحبان اين
کمپاني ها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر،
ساموئل گلدن، لويي ماير، کارل لمله، ادولف زوکر و ويليام فاکس مي شدند. آنها از هر
چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده مي کردند. استفاده ابزاري از زنان، سيستم
ستاره سازي، طرح و ساخت موضوعات غير اخلاقي، خشونت، اسطوره سازي، ترويج خرافات و
جادو و از اين قبيل جزء برنامه هاي اصلي هاليوود بود. سياستمداران آمريکا براي
اينکه مديريت افکار عمومي را بدست گيرند، از اين صنعت خوب استفاده کردند. براي
صاحبان قدرت و سرمايه در آمريکا اين امر اثبات شده است که نمي توان بدون مديريت
افکار عمومي بر جهان سلطه پيدا کرد، افکار عمومي در داخل و خارج کشور باري پيش برد
اهداف بسيار مهم است تا زمينه رواني مناسبي فراهم نباشد، استراتژي ها و اقدامات
پيش نخواهد رفت. آمريکا و غرب از اين صنعت براي تحقق اهداف و منافع خود در جهان بويژه
جهان اسلام به خوبي استفاده کرده است. در همين راستا در دهه اخير جهان استکبار با
توجه به ابزارها و اهرم هاي تبليغاتي که در اختيار دارد، به يک تهاجم گسترده
فرهنگي عليه دنياي اسلامي دست زده است. شيوه ها و ابزارهاي آمريکا و غرب براي
اسلام زدايي و اسلام ستيزي بسيار متنوع است.
امروزه قدرت پيام از مهم ترين عوامل اقتدار اجتماعي
کشورها محسوب مي شود. کسي که رسانه را در اختيار داشته باشد و خوب مديريت و هدايت
نمايد، مي تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سريع در جامعه ايفا نمايد. يکي از
اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد. يکي
از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد،
ايالات متحده آمريکاست." آمريکا هرگاه که عزم جنگي مي کند يا مي خواهد يکي از
استراتژي هاي کلان خود را به اجرا درآورد، از هاليوود کمک مي گيرد. در چنين مواقعي
زبان هنر و رسانه اي آمريکا به گونه اي مصلحتي ارزشي مي شود، يعني قائل به تفکيک
حق و باطل يا خير و شر مي گردند. در چنين حالتي به بيننده و يا شنونده اينگونه
القاء مي کند که بايد يکي را انتخاب کني. آمريکا هميشه خودش را در جناح حق مي داند.
اگر کسي هم با او مخالفتي داشت در جناح شيطان، شر يا آنتاگونيست قرار مي گيرد و مي
گويد چون ما قدرتمند و برحقيم، در قبال سرنوشت انسان هاي ديگر هم به شدت مسئوليم و
نبايد بي تفاوت باشيم و وظيفه داريم نيروهاي سرکش و متمرد و تروريست را بر سر جاي
خود بنشانيم. هاليوود در اين عرصه بسيار ياور و کمک کار آمريکا بوده وهست. مثلاً
سينماي هاليوود در مورد ويتنام کمک هاي بزرگي به دولت آمريکا نمود تا افکار عمومي
جامعه آمريکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد." [1]
حال بايد بدانيم که اين تئوريسين هاي فرهنگي و سياسي که
صاحبان رسانه هاي سينمايي هاليوود نيز هستند، چه کساني هستند و در صدد القاء چه
چيزي هستند.
قبل از اينکه بخواهيم مبحث اسلام ستيزي را مطرح کنيم،
لازم است که در آمدي بر عقايد صهيونيست ها در زدودن دين و رواج باورهاي غلط و
خرافي در ميان افکار مردم، داشته باشيم.
هاليوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفي مي کرد.
آمريکايي ها تا مدت ها حتي در فيلمهاي علمي، تخيلي و فضايي خود چهره شرور روسها را
به تصوير مي کشيدند. با فروپاشي شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بيداري اسلامي،
سمت گيري هاليوود بيشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغيير جهت داد. همانطور که گفته
شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سينماي هاليوود قرار مي گيرند، اما گام هاي پر
شدتي که هاليوود با آغاز دهه 90 برداشت، گويا قرار است مسلمانان صريحاً جايگزين
تابوي شر شوروي بشوند، چون از نظر منطق رسانه اي، شر مطلق از بين رفته و بايد شر
ديگري جايگزين آن شود تا درام هاليوود شکل بگيرد. لذا فيلم هايي ساخته مي شود که
در آنها انسان هايي با عقايد، آداب و ظاهر اسلامي هستند که منافع آمريکا را به خطر
مي اندازند. چهره هاي اين انسان ها افرادي کريه المنظر، بي رحم و تروريست و از
کشتن و کشته شدن خودشان ترسي ندارند، به تصوير کشيده مي شود.
شکي نيست که اتاق فکر هاليوود را تئوريسين هاي سياسي خط
مي دهند، اينها هستند که با مباني سازي هاليوود را تشويق به ساخت فيلم هاي اسلام
ستيزي مي نمايند. نظريات ساموئل هانتيگتون از جمله موراد است. هانتيگتون که زماني
مشاور سياست خارجي کلينتون بود مقاله اي را تحت عنوان «مناسبات خارجي» در سال 1993
نوشت. اين مقاله با تشويق و پي گيري همکاران و موسسات آمريکايي کامل شد و در سال
1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهاني» منتشر گرديد. به گفته او
اين موضوع يعني برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگيري هاي جهان نوين پس از جنگ سرد
خواهد شد. در اين کتاب تمدن هاي معروف و مهم را بر مي شمارد و به گفته سنک سومباس
از فلوريدا استناد مي نمايد که نهايتاً رويارويي اصلي بين دو تمدن اسلام و غرب است
و هانتيگتون آشکارا مطرح مي سازد که غرب نبايد درباره بنيادگراهاي اسلامي نگران
باشد، بلکه بايد درباره خود اسلام نگران باشد. اين نظريه که به آرامي از گردونه
بحث ها داشت خارج مي شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسياري را به خود جلب
کرد بعضي معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاييديه و شاهدي بر نظريه
هانتيگتون شد. لذا اين ديدگاه دستمايه هاليوود شد و فيلمي که بنام «ترميناتور 2»
ساخته شد. در اين فيلم نيروهاي خير بر ماشين ها که شر بودند غلبه پيدا کردند. همين
مضمون در فيلم «دروغ هاي حقيقي» تکرار مي شود اما اين بار به جاي ماشين ها،
مسلمانان نيروي شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلي فيلم قرار مي گيرند. در
اين جا نيروهاي شر و تروريست کسي جز مسلمانان نيستند.
هاليوود در انحصار صهيونيسم:
اين مقدمه که صنعت سينماي هاليوود امروزه، در انحصار
بزرگان يهود است، نيازي به اثبات مجدد ندارد و به قدري اين موضوع روشن است که جمله
معروفي در اين زميه نكته جالب توجه اينكه، يكي از مجلات صهيونيستها به نام
مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت
عنوان«يهوديان هاليوود را اداره ميكنند، خوب كه چي؟»، به حقيقت اين مطلب اقرار
نموده و فعاليت يهوديان را درمطبوعات به گونهاي توجيه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمي کنيم و به
موضوعهايي که مورد توجه سينماگران يهودي است مي پردازيم.
" با مرور اجمالي"پروتكلهاي جهاني
يهود"به سهولت ميتوان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب
كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نميانديشد و براي نيل به اين مقصود، ترويج
خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از
برخي فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق فيلمهاي سينمايي
از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم بين الملل قرار داشته و همين امر حجم
گستردهاي از فيلمهاي ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان
پديد آورده است."[3]
مقصود از "خرافات ديني" شوائبي است كه آدمي
بر مبناي تخيل نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب ميدارد و اين شوائب خيالي را
عين حقيقت ميانگارد. حال آنكه دين، جلوهاي از حقيقت رحمان است و خرافات، زاييده
مكايد شيطان. همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري به ساحري بر مي خيزد و ادعاي
معجزه مي كند. امروزه براي صهيونيسم، هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيبتر
از خرافات ديني نميتواند مفيد باشد.
خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است. ركن اول: نگاه
خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان. بر اساس اين نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه
با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم ميكند و با كمك پيروانش
نسل آدمي را در معرض نابودي قرار ميدهد .در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را
اينگونه ترسيم کرده اند، انسان بيپناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ
امدادي از جانب پروردگار به او نميرسد. در اين مهلكه، اراده خود او يا انسانهاي
ديگر تنها سرمايهاي است كه ميتواند به آن اميدوار باشد. "اين باور خرافي و
كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي قرار گرفته كه فيلمهايي
نظير:"جن گير"،"طالع نحس"،"پايان روزگار"و"وكيل
مدافع شيطان"از آن جملهاند. "[4]
از ديگر خرافههاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته:
"افسانه آخر الزمان" و پيشگوييهاي مربوط به آن است كه در فيلمهايي
نظير: "نوستراداموس"، "آرماگدون" و "روز استقلال"
ردپايي از آن ميتوان يافت. بر اساس اين افسانه، فاجعهاي عظيم حيات بشري را
تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي از زمين به وقوع خواهد
پيوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه انسانها از مقابله با آن در ميمانند و
نااميدانه به هوشمندترين و شجاعترين نژاد بشري(يعني آمريكاييها) پناه ميبرند!
"مهمترين تأثير اين گروه از فيلمهاي خرافي آن است
كه حس اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود ميسازد و همزمان اعتماد و
انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را (كه به زعم اين فيلمها آمريكاييان و يهوديان
هستند) ترويج مينمايد. در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلمهاي خرافي،مردم جهان
سوم ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق ميدهند كه چند صباحي در
اين عالم فاني حكومت و سروري كنند! زيرا وقتي فاجعه عظمي بروز كند، همينها هستند
كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!"[5]
با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسيم مغرضانه از پيروان
شيطان، کشورهاي مشرق زمين و اسلامي را در اين گونه فيلم ها به عنوان آنتاگونيست
معرفي مي کنند. يعني شيطان از کشورهاي اسلامي برمي خيزد و نيمه غربي عالم را مورد
تاخت و تاز خود و يارانش قرار مي دهد. به عنوان نمونه فيلم «جن گير» به گونه اي
ساخته مي شود که اسلام يک هيولاي باستاني ماقبل تاريخ است. در اين فيلم، در خرابه
هاي نينواي عراق گروهي باستان شناس مشغول حفاري هستند که با صداي اذان شروع مي شود
-وقت غروب از نظر مسيحيان وقت شيطاني است- ناگهان يک مقبره باستاني باز مي شود و
مجسمه شيطان آشور بيرون مي آيد، گويا روح شيطان که در وقت غروب و همزمان با صداي
اذان از يک کشور اسلامي برخاست، به شهر جورج تاون در آمريکا مي رود و در کالبد يک
دختر آمريکايي حلول کرده و او را به يک هيولا تبديل مي کند و اين دختر هم دست به
جنايت هاي متعدد مي زند. برخي مواقع هاليوود ارزش هاي اسلامي را به صورت ظريف به
نفع خودش مصادره مي کند و از آن خود مي داند. مثلاً در فيلم گلادياتور ژنرال
«ماکسيموس» به صورت يک قديس و انساني ارزش گرا و اخلاقي و خانواده دوست ظاهر مي
شود، اين شخص ريش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبي است.
"خرافه ديگري كه صهيونيستها آن را در قالب
سينمايي مصادره به مطلوب كردهاند، مسئله «ظهور ناجي» و «سفر به سرزمين موعود»
است. اما ناجي اين قبيل فيلمها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست."[6]
حال اين قالبهاي ارائه شده را همراه با نظريه هاي نظريه
پردازاني چون فوکوياما، هانتينگتون و برنارد لوئيس که اسلام را به عنوان عامل خشونت
و شر معرفي مي کنند، در کنار يکديگر قرار مي دهيم. نتيجه ساده است، فيلم هايي نظير
«هري پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خير و شر را نشان مي دهند، ساخته مي شود. و
يا فيلم هايي که سعي در اثبات يک قوم به عنوان خير و نژادي ديگر به عنوان شر
هستند، اکران مي شوند. "صهيونيستها براي ترويج افکار و ايده هايشان سرمايه
گذاري زيادي کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژيم صهيونيستي ميليون ها دلار خرج کرد تا
فيلم هايي همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعي حضور نامشروع
اسرائيل در فلسطين اشغالي را توجيه کند."[7]
اما شيوه هاي تقابل هاليوود با اسلام، شامل موارد ديگري
نيز مي شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره مي کنيم.
1-تبليغ عرفان هاي سکولار و بدون خداي شرقي که به نوعي انحراف
از مسير خداي واقعي است.
2-تهاجم فرهنگي و مقابله با مسلمانان با ترويج ارزشهاي مادي
گرايانه مثل انحرافات جنسي، خشونت و جادوگري و...
3-بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن مسلمانان در فيلم
هايي همچون محاصره و دروغهاي حقيقي.
4-برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها در تمام عرصه ها و
تحقير اديان اسلام و مسيحي مثل فيلم دختر راهبه و يا فيلم هايي که عليه مسلمانان
مي سازند مثل فيلم کشتي هاي بلند، ماه، سحر و هديه.
5-تبليغ چهره اي اهريمني از مسلمانان و سست کردن آنان در
باورهاي خود و تزلزل نسبت به تظاهرات ديني و شعائر مذهبي و از همه مهمتر، هويت
اسلامي شان.
6-استفاده از تصاوير مسلمانان در فيلمهاي طنز و خنده دار،
فيلمي به نام «دنبال کمدي در دنياي مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعي توهين به
مسلمانان بود.
"روي هم رفته هاليوود عمدتاً مسلمانان را عرب
معرفي مي کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصوير ارائه شده از
مسلمانان در سينماي هاليوود مشخصاً به سه دوره تقسيم مي گردد:
از ابتداي تاسيس هاليوود تا شکل گيري دولت صهيونيستي؛
در اين دوره سينماي هاليوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان هاي غير متمدن،
بدوي و احمق معرفي مي کند.
از زمان شکل گيري دولت صهيونيستي تا ظهور انقلاب
اسلامي؛ در اين دوره علاوه بر تصوير دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان هاي
غارتگر و و حشي نشان مي دهد که يا پولداراني احمقند و يا قدرتمنداني بي رحم که به
کسي ترحم نمي کنند.
از ظهور انقلاب اسلامي به بعد بويژه پس از يازده
سپتامبر؛ در اين دوره هم علاوه بر تصويرهاي اول و دوم، شخصيت مسلمانان را عمدتاً
به صورت خشک مقدس، متنفر از يهود و مسيحيت و تروريست نشان مي دهند. زنان عرب را هم
به صورت رقاصه، جادوگر، جنسي زبون و ذليل در فيلم هايشان به تصوير مي کشند."[8]
[1]قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه
مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص102
پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ابتدای سال
2006 چندین نتیجه مهم در پی داشت .درگیری های داخلی ، فشارهای خارجی، عدم توجه جدی
سازمانهای بین الملی ،اختلاف شدید در دنیای اسلام و عرب بر سر فلسطین و... از جمله
این عوامل است . در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:
1)پیروزی حماس در انتخابات شورای قانون
گذاری (47کرسی در مقابل 45 کرسی جنبش فتح) که منجر به تشکیل دولت ائتلافی به رهبری
حماس شد باعث گردید تا مشروعیت این جنبش درون سرزمنهای اشغالی مستحکم گردد .
2)به رغم اینکه نتایج انتخابات ضربه
محکمی به رهبران تشکیلات خود گردان وارد آورد ، اما محمود عباس اعلام کرد که در
ملزم کردن حماس به تشکیل کابینه تردید نخواهد کرد.
3)اولین گزینه حماس تشکیل دولت وحدت
ملی متشکل از فتح و سایر گروهای فلسطینی بود .چرا که در مرحله حساس تغییر و در مواجهه
با قضیه ملی فلسطین چاره ای جز تشکیل دولت وحدت ملی نبود .
4)از سوی دیگر رهبرانفتح که حکومت را از دست داده تلقی می کردند در
آخرین نشست شورای قانون گذاری ، اختیار کامل دادگاه قانون اساسی و تشکیل دیوان
کارمندان را به محمود عباس واگذار کردند . همچنین سرویسهای تبلیغاتی نیز در اختیار
وی قرار گرفت .گذرگاه رفح نیز تحت سیطره سرویسهای امنیتی تشکیلات خود گردان قرار
گرفت.حال آنکه این سرویس امنیتی پیش از آن وابسته به وزارت کشور بود .مجموعه این
اقدامات تفسیری براندازانه برای دولت حماس را در پی داشت .
5)در عرصه بین المللی نیز عدم پذیرش
آمریکا و اسرائیل نسبت به تغییرات دموکراتیکی که در عرصه فلسطین بوجود آمده بود،
باعث افزایش محاصره دولت و ملت فلسطین شد.
6)برخوردهای مسلحانه بین نیروهای فتح و
حماس موجب تحریک احساسات فلسطینیان ودر نهایت کشته شدن 322 تن از آنان شد .
7)شرکت در انتخابات از سوی حماس نشان
دهنده دوری جستن از عملیات نظامی وسیع ، حمایت از برنامه های مقاومت و مشروعیت
بخشیدن به آن بود .
8)حماس پس از پیروزی در انتخابات نکته
مهمی را به تشکیلات خود گردان گوشزد نمود و آن بی اعتنایی کردن به کمکهای آمریکا و
اسرائیل بود .چرا که با دریافت هرچه بیشتر این کمکها حکومت فلسطینی بیشتر به آنها
وابسته می شد .
چشم انداز اسرایئلی
– فلسطینی : سال آشفتگی و آ
میختگی اوراق :
9)اسرائیل در نظر داشت تا در سال 2006
با اجرای یک جانبه طرح عقب نشینی به آروزی بزرگ خود در سازش با فلسطینی ها دست
یابد . اما پیروزی حماس و شکست از حزب الله رویای آنها را نقش بر آب کرد .که این
مسئله خود موجب کاهش محبوبیت سران صهیونیستی در اسرائیل شد .
10)باید گفته شود که این موج نارضایتی
در بین ساکنان سرزمینهای صهیونیست نشین در مورد همه احزاب اسرائیلی صدق می کند چرا
که سران تمامی احزاب اسرائیل از کادیما گرفته تا کارگر و لیکود پیرامون طرح سازش
توافق کامل داشتند .
11)حزب کادیما به رهبری ایهود اولمرت در
انتخابات داخلی اسرائیل که در همین سال برگزار شد به پیروز رسید. وی وعده داد که
مرزهای اسرائیل را مشخص کند و ساخت دیوار حائل را نیز تکمیل نماید .اما با شکست در
جنگ با حزب الله محبوبیت وی کاهش یافته و موفق به اجرای برنامه های خود نشد .
12)در پایان سال2006تنها 000/20یهودی به اسرائیل مهاجرت کرده
اند . کارشناسان معتقدند که این رژیم در بحران جمعیت شناختی بزرگی به سر می برد
.این در حالی است که جمعیت ساکنان فلسطینی رو به افزایش است.
13)در همین سال رشد اقتصادی اسرائیل
نسبت به سال گذشته کاهش 2/ داشته است که البته امریکا در همین سال یک کمک 2 ملیارد
و630 ملیارد دلاری به این کشور کرده است تا حجم کمکهای خود را از سال 1949 تا 2006
به 96 ملیارد 766 ملیون دلار برساند .
14)در سال 2006 تشکیلات نظامی اسرائیل
به دلیل شکست در برابر حزب الله دچار تزلزل شد .این مسئله با توجه به افسانه شکست
ناپذیری اسرائیل برای این رژیم غاصب بسیار گران تمام شد .
15)پس از پیروزی حماس ، اسرائیل سعی کرد
تا این دولت نوپا را در کنترل خود آورده و شرایط خود از جمله خلع سلاح حماس ، به
رسمیت شناختن اسرائیل و ... را به آن بقبولانداما در این کار نیز موفق نشد .همچنین این رژیم از تمام امکانات خود در جهت
محاصره اقتصادی نوار غزه و کرانه باختری بهره برد .این اقدامات در حالی صورت می
گرفت که سازمان ملل و نهادهای بین الملی شاهد مرگ و میر کودکان ، زنان ، پیران و
بیماران بود اما مهر خموشی بر لب زده بودند .
16)یکی دیگر از شیوه های رژیم اشغالگر
برای به زانو در آوردن حماس دستگیری های فراواناعضای این جنبش بوده است. با به اسارت درآمدن سرباز اسرائیلی " جلعاد
شالیت" ، اسرائیل ده تن از وزرای دولت حماس را به اسارت گرفت که تا پایان سال
2006 چهار تن از آنان در زندانها باقی ماندند .
17)اسرائیل از چند جهت با مشکلات پیچیده
ای روبه رو شده است . که هرکدام می تواند برای آنها درد سر آفرین باشد . شکست در
راه حلهای خود با فلسطینی ها ، افزایش توان و نیروی حماس ، حزب الله و جنبش های
اسلامی در منطقه ، افزایش خطرات تهدید هسته ای ایران ، افزایش مقاومت در عراق و
افغانستان و...
18)به رغم پیروزی حماس و تشکیل دولت
توسط این جنبش ، ابومازن همچنان بر ادامه گفتگوها با اسرائیل اصرار ورزید . اما
اسرائیلی ها وی را به ضعف و عدم توانایی در اجرای تعهدات متهم کردند . اما در عین
حال ارتباط خود را با وی قطع نکردند و به وی آزادی عمل دادند تا بتواند در سقوط
دولت حماس کمک فراوانی به اسرائیل بکند .
جنگ اسرائیل بر ضدحزب الله و لبنان :
19)در واقع این جنگ
با تمام جنگهای اسرائیل متفاوت بود .روشن است که هماهنگی بین آمریکا و اسرائیل از
مدتها پیش بین این دوکشور به وجود آمده بود .هدف از این جنگ نیز نابودی بافت نظامی
حزب الله و متعاقب آن تغییر قواعد بازی ساسی در لبنان و سپس تمام منطقه بود .
20)نیروی هوایی
اسرائیل با 15500و نیروی دریایی این رژیم با 2500 مرحله بمباران نتوانستند به
اهداف خود برسند .ضمن اینکه حزب الله روزانه با پرتاب ده ها موشک عمق قوای اسرائیل
را هدف می گرفت .
21)جنگ به مهاجرت
973 هزار و شهادت 1100نفر لبانی انجامید . در این جنگ لبنان بیش از 3 ملیارد و اسرائیل
بیش از 5 ملیارد دلار خسارت دید.
22) آمریکا به
اسرائیل قول داده بود تا از تصویب هرگونه طرحی علیه اسرایئل در شورای امنیت خود
داری کندو البته بر سر پیمان خود با این
رژیم غاصب باقی ماند .
23) اسرائیل به
دنبال این بود تا با بغرنج کردن اوضاع در لبنان مقدمات جنگ علیه سوریه و ایران را
فراهم کند .
مساله فلسطین و
جهان اسلام
22) پیروزی حماس
باعث بوجود آمدن بینش مبارزاتی جدیدی در میان کشورهای عربی شد. همچنیناتحادیه عرب برگزاری انتخابات شفاف در فلسطین
را مورد تقدیر قرار داد . و آن را بازتاب اراده ملت فلسطین دانست .
23) در این میان
مصر با سردی نسبتبه انتخاب حماس برخورد
کرد. که علت را می توان به پایبند بودن این کشور به طرح صلح اعراب و اسرائیل دانست
. سوریه برای پیشبرد اهداف سیاسی خود در درگیری عربی - اسرائیل به شدت از حماس دفاع کرد. اردن با وارد ساختن اتهام
قاچاق اسلحه به حماس روابط خود را با این جنبش تیره ساخت. عربستان اما سعی کرد نقش
متوازن خود را در برقراری صلح بین فتح و حماس افزایش دهد . این بازی سعودی ها در
بهارسال 2007 با توافق نامه مکه به اوج خود رسید .
24) اما به طور کلی
باید گفته شود که دولتهای عربی نتوانستند نقشی در از بین بردن تحریمها علیه ملت
فلسطینداشته باشند واین به دلیل پراکندگی
آنها در برخورد با حماس است .
25) ترکیه همچنان
به روابط خود با اسرائیل ادامه داد و به نظر نمی رسد که حزب عدالت و توسعه بتواند
برخلاف ارتش قوی و نیروهای لائیک که خواستار ارتباط با اسرائیلهستند کاری از پیش ببرد . هرچند که این حزب از
هیات اعزامیحماس استقبال خوبی به عمل
آورد و مقداری نیز کمک مالی به آنها نمود .
26)ایران نیز که پس از انقلاب اسلامی همواره حامی
ملت و جنبشهای اسلامیفلسطین بوده از
پیروزی حماس استقبال نموده و مبلغ 250 ملیون دلار کمک نمود.
27) پاکستان معتقد
است که روابط گسترده با اسرائیل می تواند به پیشبرد اهداف نظامی این کشور در
ایالات متحده کمک نماید .اما از این گسترش به دلیل احساسات مذهبی مردمی در کشورش
به شدت نگران است. پاکستان تحت همین فشارها اعلام کرد که ارتباطش با اسرائیل قبل
از ایجاد دولت فلسطینیمنتفی است.
28) حمله اسرائیل
به لبنان و تداوم خصومت نسبت به دولت حماس باعث شد تا این کشور نتواند در سال 2006
با دولتهای اسلامی رابطه گرمی را بوجود بیاورد.ضمن اینکه در این سال مردم دنیای
اسلام روز به روز نسبت به این کشور جعلی خشمناکتر می شدند.
فلسطین و وضعیت بین
المللی:
در سال 2006 واکنش
بین المللی نسبت به فلسطین متاثر از سه موضوع بود : الف ) پیروزی حماس و تشکیل دولت ،ب) پیامدهای جنگ با حزب
الله بر فلسطین ، ج) پیروزی دموکراتها در انتخابات مجلس آمریکا .
29) با اینکه ایالات متحده اذعان به خوشحالی نسبت به
شرکت حماس در انتخاباتکرد اما تعامل با
دولت منتخب را تحمل ننمود .این نشان می دهد که این کشور طرفدار دولتها یی است که
سیاست آنها مطابق سیاست آمریکا باشد نه بر خلاف آن .
30) موضع اتحادیه
اروپا نیز همچون آمریکا تشدید محاصره مالی و سیاسیدولت حماس بود . البته این یک موضع کلی نبود
چرا که برخی از کشورها مانند فنلاند ،نروژ و سوئد خواستار اتخاذ مواضع نرمتری نسبت
به فلسطینی ها بودند . اما فرانسه با تمام آنچه که در سرزمینهای اشغالی توسط
اسرائیلاتفاق می افتادموافق بود .
31) روسیه موضعی
دوگانه را اتخاذ کرد .از یک سو کوشید تا دولت حماس را تحریم نکند و به همین جهت از
هیاتی از حماس دعوت به میان آورد. واز سوی دیگر تلاش نمود تا شروط کمیته جهار
جانبه را رعایت نماید .
32) دولت چین که
طبق یک سیاست حساب شده ارتباطات خوبی با اسرائیل دارد ، از پیروزی حماس استقبال
کرد اما از دعوت هیات حماس به کشورش خود داری نمود . ضمن اینکه چین در این زمان
خواستار عدم انجام کارهایی شد که به بدتر شدن اوضاع فلسطینیان می انجامد .
31( سیاست خارجی
ژاپن بر مبانی سیاست اقتصادی تعریف می شود .هر طرف که بتواند سود بیشتری برای
اقتصاد ژاپن داشته باشد آن طرف شریک سیاسی ژاپن نیز خواهد بود .بنابرایناین کشور دوست ندارد خود را با اسرائیل وبه تبع
آن با آمریکا در گیر نماید. از سوی دیگر تلاش نموده تا با ارائه کمکهایی به فلسطینیان
وجهه خوب خود را نیز در بین اعراب حفظ نماید
32) سازمان ملل به کارمندان خود تاکید نموده است تا از
ارتباط با مسؤلان حماس بپرهیزند .شورای امنیت نیز به علت وتوی آمریکا نتوانسته است
اقدام مثبتیعلیه اسرائیل انجام دهد .
33) بسیاری از کشورها اسرائیل را دروازه ورود به ایالات
متحده می دانند. و معتقدند از طریق نفوذ این رژیم می توانند از ایالات متحدهاسلحه تهیه نمایند ودر نتیجه در عصبانی کردن
اسرائیل بسیار محطاط عمل می کنند .
زمین ، جمعیت و
اقتصاد در فلسطین :
34)در سال2006همچنان به امتداد دیوار حائل و تعداد
شهرکهای صهیونیستی افزوده شد . با ساخت دیوار حائل اسرائیل از منابع آب زیرزمینی
بهره کافی خواهد برد و این در حالی که فلسطینی ها از این منابع محروم خواهند شد
.مساحت اراضی که دیوار حائل در پایان پروژه ، قسمتی از قدس را برای اسرائیل جدا
خواهد کرد 43/ از اراضی استان قدس خواهد بود .که برای 56/ از ساکنان قدس که
فلسطینی هستند پیامد بسیار منفی در برخواهد داشت .این رژیم همچنان به تخریب قدس
نیز ادامه می دهد .
35) جمعیت فلسطینیان در پایان سال 2006حدود 10ملیون نفر بوده که از این تعداد نیمی در
سرزمین فلسطین و نیم دیگر آواره هستند .470/1 نفر در غزه ، 280/2 در کرانه باختری
و حدود یک ملیون 134 هزار نفر نیز در سرزمینهای اشغالی زندگی می کنند . فشار سنگین
صهیونیستها باعث شد که 30/ از فلسطینیان کرانه باختری و نوار غزه که عمدتا جوان
هستندمهاجرت کنند .
36 ) اقتصاد فلسطین شبیه اقتصاد گروهی زندانی است که تمام
امور آن به دست زندان بانان اداره می شود . زندانبانها می توانند تمامی گذرگاهها
را در اختیار داشته باشند ، تمامی منابع آب ، برق و انرژی را تحت کنترل بگیرند ،
مانع از صادرات و واردات کالا به این مناطق شوند و نیز می توانند انسانها را بکشند
. اقتصاد آنها به اقتصاد اسرائیل پیوند خورده است به طوری که یک سوم واردات فلسطین
از اسرائیل و نود در صد صادرات فلسطین به اسرائیل می رود .
37) در آمد عمومی دولت فلسطین حدود 72/ کاهش یافت و به حدود
357 ملیون دلار رسید در حالی که در سال 2005 این رقم در حدود 7/290/1ملیون دلار بوده است.
خلاصه ای از گزارش وضعیت استراتزیک فلسطین در سال2006 به
قلم دکتر محسن محمد صالح.
احمدینژاد در كمال متانت و آرامش كار را تمام كرد/4
پسران هاشمی و ناطق چه میکنند؟/ هزینه سنگین تبلیغاتی شما از کجاست؟/ امام فرمان 8مادهای را علیه شما داد نه ما
مناظره مهم دكتر احمدینژاد و مهندس موسوی چهارشنبه شب به صورت زنده از شبكه سوم سیما پخش شد.
بخش هشتم متن کامل این مناظره كه به قضاوت مردم با پیروزی مطلق دكتر احمدینژاد به پایان رسید، به شرح زیر است:
مجری: آقای موسوی 30 دقیقه و 51 ثانیه صحبت کردند و آقای احمدینژاد 34 دقیقه و 17 ثانیه.
احمدینژاد: من باید دوباره تکرار کنم، آن جمله قبلی را درباره قضاوت
های جناب آقای موسوی، این دولت قانون را زیر پا گذاشته، شما استنادتان فقط
به یک مصوبه مجلس است، آن هم قانون شوراهاست، شورای نگهبان می گوید این
خلاف قانون اساسی است، مجمع تشخیص می پذیرد، اگر شما می خواهید قانون را
اجرا کنید و واقعاً معترضید، دو خط بنویسید به دیوان عدالت اداری ما قانون
داریم که اگر دولت برخلاف قانون عمل کرد، میآید باطل می کند.
بگذارید دوتا عدد بدهم.
مجری: آقای احمدینژاد شما 8 دقیقه بیشتر فرصت ندارید.
احمدینژاد شما ادامه بدهید. 3 تا 4 ساعت بگذارید بالاخره آقایان دارند
همه با هم حمله می کنند و می زنند، 45 دقیقه فرصت میدهید، 3 نفر در برابر
یک نفر، اشکال ندارد.
طبق اسنادی که ما داریم در دولت قبل تعداد مصوباتی که باطل شده است 303
تا است در دولت ما 157 تا، مصوباتی که از ما توسط دیوان عدالت اداری باطل
شده، دو و 3 دهم درصد و دولت قبل شش و نیم درصد. کی بیشتر تابع قانون است
و اصلاحاتی که ما انجام دادیم؟ در ایرادات مجلس بیشترین است، اتفاقاً ما
داریم عین آن قانون مصوب مجمع را اجرا می کنیم، شما با 2 تا حقوقدان صحبت
کنید، توجیه می کنند شما را، اگر فکر می کنید، واقعاً ما داریم نقض قانون
می کنیم، یک یادداشت می دهید، دیوان عدالت اداری این قانون اساسی ماست،
هرکس هر جایی بود، این را باطل می کند و الا اینکه در فلان جا این اتفاق
افتاد، بله یک کشور بزرگی است، در گوشه و کنار در دوره شما مگر کم از این
اتفاقات افتاد، ما دنبال پرونده سازی هستیم؟
ماجرای کردان به این ترتیب است که در دهه 80 یعی از سال 70 به بعد،
اتفاقاً در دوره آقای هاشمی که حامی جناب آقای موسوی است، یک موجی در
مدیران درست شد که همه می خواستند دکترا بگیرند. دانشگاه آزاد هم پشت قضیه
بود. دکترا صادر کرد، پشت سر هم. یک موج درست شد، کردان هم یکی مثل
همانها، من در مجلس گفتم این جور مدارک را من ارزشی برایش قایل نیستم،
استاد دانشگاه، دکترا باید کسی باشد كه شب نخوابی کشیده باشد، زحمت کشیده
باشد. این همه افراد در کشور دارند، زحمت می کشند، برای درس من. گفتم
هیچکدام ازاینها را قبول ندارم، می شود فهرست را بیاوریم. چقدر از آدمها،
دوره آقای هاشمی و موسوی، همینطور رفتند دکترای قلابی گرفتند، کردان هم
یکیاش. حالا یک دانه را روش انگشت گذاشتند. من در مجلس گفتم این را قبول
ندارم، مدرک را كنار بگذارید، عملکرد ایشان را بیاورید. راجع به یک کس
دیگر که می گویند صدها میلیارد، من نمی دانم واقعاً یک کسی بوده، فرمانده
لشکر، بعد در دوره آقای هاشمی و آقای خاتمی رفته در کار اقتصاد پولدار
شده، زمانی که پولدار بود، من بهش گفتم بگذار کنار بیا توی دولت، آمد اما
جناب آقای موسوی بسیاری ازمدیران شما و آقای هاشمی با دست خالی آمدند و با
یک امتیاز، دلار 7 تومانی و با واردات و صادرات میلیاردر شدند.
آقای صفایی فراهانی مدیر دولت شماست، از دولت شما پولدار شده، فهرست
بلندی است، من نمی خواهم اینجا اسم ببرم، شما می گویید میلیادر شدند،
پسرهای آقای هاشمی چهکار می کنند در کشور کدام یک از وزرای بنده در دوره
وزارتشان میلیاردرشدند یا رانتی را خوردند یا ملکی را گرفتند.
من فهرستی دارم از زمین هایی که مدیران گرفتند، برایتان بخوانم؟ 40
هکتار، 50 هکتار، 80 هکتار و 400 هکتار در دوره واگذاری بیشترین مشکلات ما
درکارگاهها برای واگذاریهای دوره قبل از این دولت است. کی گرفته؟ کسانی
که الآن دارند از جنابعالی حمایت می کنند، این هزینه سنگین تبلیغاتی شما
ازکجا می آید؟
آقای موسوی من دوست دارم شما را، این چه نحوه هزینه کردن است، از کجا
میآید؟ یک مورد رشت الکتریک، بدون هیچ مزایدهای، دادند به دوستان جناب
آقای کرباسچی، همسر آقای کرباسچی و همسر آقای قبه، کارخانه را از بیخ
تراشیدند، زمینش را بفروشند و دهها مورد اینطور، 400 هکتار زمین در
هرمزگان گرفتند، مردم برای 2 هکتار و 4 تا جوان بتوانند، بروند سرکار،
لنگند.
بی قانونی اینهاست. جناب آقای موسوی استات اویل بی قانونی است که طرف
می آید اینجا، محاکمه می شود و محکوم می شود. از زندان فراری داده می شود
و میرود خارج و تهاش پسر آقای هاشمی است. بی قانونی در پسران بعضی از
همین آقایانی است که امروز از شما حمایت می کنند. پسر آقای ناطق چطوری
میلیاردر شد؟ خود آقای ناطق چطوری دارد، زندگی می کند؟ اینها حامیان شما
هستند. بی قانونی آنهاست، جناب آقای موسوی ما قانون را نمی پذیریم؟ یک
مورد هم نمی توانید بیاورید. من اینجا پرونده ای دارم، برای یک خانم. شما
می شناسید، در تبلیغات انتخاباتی کنار شما می نشیند. برخلاف همه قوانین
کشور، همزمان که کارمند بوده، 2 تا رشته فوق لیسانس خوانده، در دانشگاه
آزاد دکترا گرفته، بدون کنکور و بعد در رشته غیر مرتبط دانشیار شده،
استادیار شده، بدون اینکه شرایطش را داشته باشد، رییس دانشگاه شده، اینها
بی قانونی است.
من با اینها مخالفم من می گویم با رانت بازی و باند بازی و این جور
چیزهایی که یک عده ببرند، بقیه محروم باشند، من با اینها مخالفم جناب آقای
موسوی، نه با قانون. بنده تابع قانونم و دولت ما قانونمدارترین است، من
وارد آمار نشدم، برای اینکه در همین دوره ای که می گویید اقتصاد ضربه
خورده، بهترین وضعیت اقتصاد نسبت به قبل است، نسبت به دوره شما که عالی
است. نسبت به قبلی ها هم، اینجا گزارش هست، دقیق، آماری است که منتشر شده
اما من سؤال می کنم گزینش ها را امام در زمان چه کسی منحل کرد؟ در زمان ما
یا زمان شما؟ یک خاطره، عرضم تمام. آقای مهندس نقره کار باجناق جنابعالی
دعوت کرد، رفتیم جزو تجدید نظر گزینش. پرونده هایی كه می دادند به ما، یک
دختر خانمی كه میآمد به او می گویند فلان سؤال را جواب بده، اگرجواب می
داد، می گفتند خیلی مسلط بود، باطل. اگر جواب نمی داد، می نوشتند...، این
ها را من دیدم با چشم خودم. فرمان 8 ماده ای برای جنابعالی صادر شد نه
برای این دولت. شما بگویید چقدر آن را اجرا کردید؟
هاگانا
نام یک سازمان شبه نظامی تشکیل شده توسط شهرک نشینان صهیونیست بود که در
سال ۱۹۲۱ تشکیل شد که در آن زمان بطور سری و با نام « دفاع و عمل» به
فعالیت پرداخت
بسم الله الرحمن الرحیم
هاگانا چیست؟ هاگانا
نام یک سازمان شبه نظامی تشکیل شده توسط شهرک نشینان صهیونیست بود که در
سال ۱۹۲۱ تشکیل شد که در آن زمان بطور سری و با نام « دفاع و عمل» به
فعالیت پرداخت. بعد از آن، کلمه عمل حذف گردید و کلمه «دفاع» باقی ماند که
به معنای «هاگانا» است. مقصود این سازمان تهاجم به زمین و کارگران و
سربازان بود.و رفته رفته به شاخه نظامی غیر رسمی آژانس یهود تبدیل گردید.
مأموریت این سازمان حملات تلافی جویانه بر علیه اعراب فلسطینی بود.این
سازمان در ادامه فعالیت خود اقدام به تأسیس یک شاخه اطلاعاتی به نام شای
نمود که اطلاعات لازم را در خصوص مبارزه سیاسی و نظامی با اعراب فلسطین و
کشور های عرب در اختیار سران رژیم صهیونیستی قرار می داد. با اینکه
معنای این کلمه دفاع است، این گروه به عملیات مسلحانه بر ضد مسلمانان
پرداخته و همچنین در عملیات اسکان مهاجر نشینها مشارکت کرد و در مهاجرت
قانونی و غیر قانونی صهیونیستها یاری رساند. این گروه همچنین در طول
انقلاب عربی در سال ۱۹۳۶ با انگلیس همکاری داشت و در سال ۱۹۳۱، بعضی از
عناصر هاگانا بهمراه اعضائی از «بیتاد»، سازمان « آرگون » را تشکیل دادند
که بزرگترین نقش را در برپائی دولت اسرائیل و قتل و آواره سازی فلسطینی ها
داشت و شعار و نشان این گروه، عبارت « فقط با اسلحه » بود که در زیر آن
عبارت « فقط همین » نیز نقش بسته بود. این سازمان با اعلام استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸ منحل گردید.
تولد دوباره هاگانا این بار در فضای مجازی از
حدود دو سال و نیم پیش یک جوان آمریکایی یهودی الاصل به نام Androw Aaron
Weisburd در آمریکا اقدام به تأسیس گروهی به نام هاگانا نمود.اما تفاوت
این هاگانا با هاگانای اسرائیلی که در دهه ۱۹۳۰ تأسیس شده بود این است که
حوزه هاگانای جدید در فضای مجازی و شبکه جهانی اینترنت است.مسئول این گروه
هاگانا را یک سازمان غیر دولتی (NGO) می نامد. در حالیکه چنانچه در ذیل
خواهد آمد باتوجه به نوع و گستره فعالیت این گروه، ارتباط با محافل
آمریکایی-صهیونیستی و حمایت دولتی از این گروه به وضوح قابل تحلیل است.
شعار هاگانا: دفاع اینترنتی، آرامش آمریکایی ها برای اسرائیل Weisburd مسئول هاگانای مجازی در معرفی این گروه می نویسد: دفاع اینترنتی: آرامش آمریکایی ها برای اسرائیل..زیرا اسرائیل خیلی مهم تر از آزادی شما است! فعالیت های این گروه به طور کلی به سه بخش تقسیم می شود: ۱-شناسایی وب سایتهای اسلامی ۲-تلاش برای تعطیلی آن ها از طریق اعمال فشار بر میزبان ها (Hosting) 3-انجام حملات هکری بر علیه سایت های اسلامی که ذیلاً به تفصیل در مورد آن ها توضیح داده شده است. از نگاه این گروه سایتهای اسلامی بدون در نظر گرفتن مذهب (شیعه و سنی) به دو گروه تقسیم می شوند: سایتهای
اسلامی-جهادی: هر گونه سایت اسلامی که حاوی مطالب جهادی،اخبار جهادی،
دفاع، مقابله با اسرائیل و صهیونیزم، مطالب ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی،
حزب الله و تمامی گروه ها و سازمان های وابسته به آن، مقاومت و هرگونه
مطلبی بر علیه اشغالگران در فلسطین، عراق، افغانستان و هر جای دیگر دنیا و
سایتهای تحریم اقتصادی اشغالگران.(لازم به ذکر است که کلیه سایت های حزب
ا… لبنان و تمامی سایت های مربوط به رهبر معظم انقاب در لیست سیاه این
گروه قرار دارند که پیوست می باشد.) سایت های اسلامی معتدل: کلیه سایت
های اسلامی به جز موارد فوق الذکر که شامل تبلیغ اسلام، دعوت به اسلام،
سایت علماء، مراجع و شخصیت های اسلامی و … این گروه در ابتدا با توجه
به تقسیم بندی ذکر شده اقدام به شناسایی کلیه سایت های مذکور علی الخصوص
گروه سایت های اسلامی-جهادی نموده و اطلاعات کاملی از مسئولین آن ها و
میزبان ها بدست می آورد.سپس باتوجه به لیست تهیه شده که در مورد سایت های
اسلامی-جهادی لیست سیاه (Black List) نام دارد، در مرحله اول اقدام به
نامه نگاری به میزبان (Hosting) مربوطه می شود.این نامه نگاری توسط
تشکیلاتی به نام دفتر تحقیقات فدرال انجام می پذیرد.طی این نامه نگاری به
میزبان مربوطه اعلام می شود که شما میزبان یک سایت تروریستی هستید و یا
باید آن را از هاست خود اخراج کنید و یا شرکت شما دیگر سرویس نخواهد
گرفت!(یکی از موارد مستند جهت اثبات ارتباط و پشتیبانی این گروه توسط
محافل دولتی همین تهدید هاستینگ به قطع سرویس در صورت عدم اخراج سایت
مذکور می باشد.) طی این روند تعداد زیادی از سایت های اسلامی به طور
کلی از شبکه اینترنت حذف شده اند و یا با توجه به اخطار شرکت هاستینگ،
مجبور به نقل مکان به دیگر هاستینگ ها شده اند.سایتهای بزرگی مانند اسلام
آنلاین، سایت تلوزیون المنار لبنان و سایت حزب الله از جمله این موارد می
باشند.
اعمال فشار هاگانا و دفتر تحقیقات فدرال از طریق دولت آمریکا به دیگر دولت ها: طی
حذف مکرر تعداد زیادی از سایت های اسلامی از هاستینگ های مختلف در دنیا آن
هم به دلیل اعمال فشار و ارهاب و تهدید هاگانا و دفتر تحقیقات فدرال،
مسئولین این سایت ها بر آن شدند تا سایتهای خود را به هاستینگ هایی منتقل
کنند که تحت اعمال قوانین دولت آمریکا نباشند و در این بین بعضی شرکت های
میزبانی مالزیایی گزینه مناسبی برای آن ها بودند.این سایت ها بلافاصله
کلیه اطلاعات و فایل های خود را به میزبان های مالزی منتقل کردند(مهاجرت
اجباری!) ازآنجا که هاگانا تا محو کلیه آثار وب سایت های اسلامی-جهادی
به تلاش خود ادامه داده و فقط به انتقال آن ها از میزبان هایی که تحت
اعمال قوانین آمریکا می باشند بسنده نمی کند، از طریق دفتر تحقیقات فدرال
به دولت مالزی جهت اخراج سایت های مذکور فشار وارد آورد. آن ها به آنچه می
خواستند دست یافتند و سایت های مورد نظر که برای فرار و در امان ماندن از
مهاجرت اجباری و در نهایت تعطیلی اجباری توسط هاگانا و دفتر تحقیقات فدرال
به هاستینگ های مالزی پناه آورده بودند از آن جا نیز اخراج شدند. هنگامی
که عملیات تعطیلی این سایت ها به پایان رسید در صفحه اول آنها علامت
هاگانا و تصویر یک کلاشینکف معکوس به نشانه توقف و به تعطیلی کشاندن آن
نشان داده می شود. کار به هیمن جا تمام نمی شود.بلکه بعد از تعطیلی و
نابود سازی سایت های اسلامی-جهادی دیگر سایت های اسلامی که هاگانا آن را
سایت های پشتیبان و پیرو می نامد که شامل سایت های تبلیغ اسلام، دعوت به
اسلام، سایت های مراجع و علماء و … نیز مورد مهاجرت اجباری و در نهایت
تعطیلی اجباری قرار می گیرند. این تروریسم فکری و عملی که هاگانا بدان
اقدام می ورزد، بر خلاف کلیه قوانین و روشهای متداول در دنیای مجازی
اینترنت است، هیچ قانون رسمی وجود ندارد تا وبگاهها را از انتشار تفکر خود
یا ترویج اعتقادی که بدان ایمان دارد باز بدارد که اگر چنین بود از فعالیت
دهها هزار وبگاه جنسی که انتشار دهنده فحشا و رذالت هستند یا وبگاههائی که
به جمعیتهای مسیحی تندرو یا یهودی نژاد پرست تعلق دارد، یا پایگاههائی که
مختص شیطان پرستی است و پایگاههای شخصی نژاد پرست یا ضد اسلام و مسلمانان،
جلوگیری می شد !
اعمال فشار بر علیه بزرگترین موتور جستجوی جهان: گستاخی
و بی پروایی هاگانا در مبارزه با آنچه که توسط این گروه موارد آنتی سمیتیک
یا ضد سامی و ضد اسرائیلی نامیده می شود به همین جا ختم نمی شود.اخیراً
گروه مرتبط دیگری به نام گروه مبارزه با بدنام سازی که به اسرائیل وابسته
است دادخواستی بر علیه شرکت گوگل تهیه کرده است و در آن خواسته شده است تا
گوگل در نتایج موتور جستجوی خود سایت های ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی را
حذف کند.دلیل این خواسته آن است که اگر شخصی کلمه یهود را به زبان های
مختلف در پایگاه گوگل جستجو کند سایت های ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی در
نتایج جستجو نمایش داده می شوند.این گروه شرکت بزرگ گوگل را بر آن داشت تا
ضمن عذرخواهی رسمی، سایت های ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی را از موتور
جستجوی خود حذف کند.
بیشترین حملات هکری و ویروسی مربوط به اسرائیل: نتایج
تحقیقات اینترنتی شرکت های بزرگی مانند Riptech و Symantec که در زمینه
راه های حفاظت و امنیت در اینترنت فعالیت می کنند نشان می دهد که اسرائیل
در بین تمامی کشور های دنیا رتبه نخست حملات هکری را به خود اختصاص داده
است.به طوریکه در یک بازه زمانی مشخص از چهار میلیون کامپیوتر متصل به
شبکه اینترنت در کشور اسرائیل تعداد ۱۲۸۰۰۰ حمله هکری ثبت شده است.این
مقدار که ۲/۳ درصد کلیه کامپیوتر های متصل به اینترنت در اسرائیل را شامل
می شود باتوجه به محدودیت وسعت اسرائیل درصد بسیار زیادی می باشد.همچنین
تحقیقات این شرکت ها نشان می دهد که اسرائیل رتبه نهم دولت های تولید و
منتشر کننده ویروس های رایانه ای را در جهان به خود اختصاص داده است.
هدف نهایی: محو کلیه آثار اسلامی در اینترنت در
نهایت هدف این گروه و گروه های مشابه که به تازگی در حال زیاد شدن نیز می
باشند، محو و نابود سازی کلیه آثار اسلام در اینترنت می باشد.تا حدی که
برای این گروه شیعه، سنی، سلفی، وهابی، القاعده، بن لادن، زرقاوی،
مسلمانان کشمیر، الجزایر، افغانستان، ایران و سایر نقاط دنیا و … تفاوتی
ندارد. در نهایت پروژه هاگانا چهار هدف اصلی را دنبال می کند که با
توجه به روند موجود بعید نیست تا در آینده ای نزدیک تا حدودی به این اهداف
دست یابد:
۱-ساکت کردن هر صدای تبلیغی برای جهاد یا مقاومت بر ضد اشغالگری در سرزمینهای اسلامی. ۲-
تعطیل کردن همه سایت های اسلامی که بر علیه صهیونیستها و آمریکا سخن می
گویند و باتبلیغات و عملیات روانی سایتهای اسلامی و یا ضد صهیونیسم را
مهاجم و اشغالگر و جنایتکار جنگی نشان می دهند . ۳- غلط اندازی در مورد جهاد و مقاومت بواسطه انتشار آراء و افکار منحرف و معرفی آنها بعنوان مقاومت و جهاد حقیقی . ۴- جلوگیری از نقش سایتهای اسلامی بر روی اینترنت و مشغول ساختن آنان به تعمیر و بازسازی و جایگزینی پایگاه خود.
در زمانی که هزاران سایت ضد اسلامی و ضد
عربی ، و هزاران سایت که برای تجاوزات اسرائیل در فلسطین حقوق کامل در نظر
می گیرند و می گویند اسرائیل قربانی تروریسم اسلامی است، شیاطین رسانه های
یهودی-صهیونیستی پشتیبانی شده توسط آمریکا، به تار و مار کردن سایت های
اسلامی می پردازند که می گویند : ” نه ظلم و نه اشغالگری ” ، مقاومت و
آزادی و بازگرداندن عزت و کرامت ، عملی تروریستی شده است که باید آن را از
ریشه کند.
نخستین جشنوراه بین المللی جایزه بزرگ مقاومت اسلامی
1387/12/12
نخستین جشنوراه بین المللی جایزه بزرگ مقاومت اسلامی آغاز به کار کرد
نخستین
جشنوراه بین المللی " جایزه بزرگ مقاومت اسلامی " صبح قریب و موسسه بین
المللی فرزندان روح الله با مشارکت کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم
فلسطین ( نهاد ریاست جمهوری ) بنیاد شهید و امور ایثارگران ، شهرداری
تهران ، ستاد قدس و انتفاضه شواری هماهنگی تبلیغات اسلامی ، سازمان صدا و
سیما ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و خبرگزاری قدس ( قدسنا) امروز
رسما فعالیت خود را آغاز کرد. آیت الله اختری مشاورعالی مقام معظم
رهبری در امور بین الملل و رئیس نخستین جشنواره بین الملی جایزه بزرگ
مقاومت درنشست خبری این جشنواره ، بزرگداشت رو حیه مقاومت در جامعه اسلامی
را از مهمترین دلایل برگزاری جشنواره جایزه بزرگ مقاومت عنوان کرد . به
گزارش خبرنگار خبرگزاری قدس (قدسنا) آیت الله اختری با اشاره به پیروزهای
مقاومت اسلامی در منطقه افزود : در چند سال اخیر جنبش مقاومت اسلامی در
تداو م پیروزی انقلاب اسلامی ایران در برابر رژیم طاغوت واستکبار جهانی
رشد چشمگیر و دستاوردهای زیادی را به همراه داشته است به ویژه اینکه با
پیروزی افتخار آمیز و غرور افرین ملت لبنان در برابر تجاوز جنایتکارانه
اسرائیل به لبنان ، مقاومت اسلامی توانست بالندگی ، رشد ، عظمت ، شجاعت و
قدرت خویش را به نمایش بگذارد و برای اولین بار در تاریخ رویا رویی با
جنایتکاران صهیونیسم شکست بسیار بزرگی را به آنها وارد کند و درسی فراموش
ناشدنی را به صهیونیستهای جنایتکار بدهد . وی در ادامه افزود :اسرائیل
جنایتکار در طول 60 سال عمر ننگین خود هر زمان و به هر گونه که می خواست
به کشورهای عربی و اسلامی حمله می کرد و هر بار هم با پیشرویهایی که با
کمک دشمنان ملت عرب و اسلام و در راس آن انگلیس و امریکا انجام می داد خود
را پیروز می دانست و هر روز هم به جنایات خود ادامه می داد تا اینکه به
برکت پیروزی انقلاب اسلامی حرکت مقاومت و ایستادگی در منطقه شکل گرفت و
ما شاهد پیروزهای متعدد از مقاومت اسلامی لبنان بودیم ، که در نهایت در
تجاوز 22 روزه رژیم صهیونیستی ، ملت مظلوم غزه و جنبش مقاومت اسلامی حماس
توانست افتخار امیز علیه اسرائیل ایستادگی کند و پیروز میدان باشد و بار
دیگر اسرائیل شکست مفتضحانه دیگری را هم تحمل کرد. آیت الله اختری
بحران کنونی رژیم صهیونیستی را برگرفته از مقاومت و ایستادگی ملت فلسطین
دانست و گفت : موج پیروزیهای مردم فلسطن است که لرزه بر پیکره
جنایتکاران اسرائیل و کاخ های موهون و پوچ قدرت طلبی و جنایتکاران اسرائیل
انداخت و ما امروز شاهد یم اسرائیلی ها در بدترین شرایط سیاسی نظامی و
اقتصادی و اجتماعی به سر می برند و چنان اختلاف و دگرگونی در میان
جنایتکاران اسرائیلی بوجود آمده است که امروز در همه جا این مسئله مطرح
است . وی ادامه داد : مردم ایران همگام با همه ملتهای جهان ، این
پیروزی ها راجشن گرفتند و در ایام مقاومت هم در کنار مردم فلسطین
ایستادند و از مقاومت حمایت کردند و ما در راستای حمایتهای مجموعه نهاد
های مردمی در ایران برای تجلیل از مقاومت و مقاومان و حامیان مقاومت
تصمیم به برگزاری این جشنواره گرفتیم. رئیس نخستین جشنواره بین الملی
جایزه بزرگ مقاومت در ادامه در تشریح چگونگی برگزاری جشنواره افزود :
جشنواره جایزه بزرگ مقاومت در فراخوانی در 15 فروردین سال 88 با دعوت از
فرهیختگان و اندیشمندان در کشورهای مختلف جهان و علاقمندان و دوستداران
مقاومت آغاز به کار خواهد کرد و این افراد تا 31 تیرماه فرصت دارند آثار
خود را برای این جشنواره ارسال نمایند که در این مدت گروهی متشکل از
کارشناسان و اساتید با بررسی و ارزیابی آثار در زمینه های مختلف ، برترین
ها را مشخص می کنند و در نهایت در 23 مردادماه از همه این افراد با اهداء
جوایزی تقدیر خواهد شد. اختری در ادامه به زمینه های مختلف این جشنواره
اشاره کرد و گفت : شرکت کنندگان در این جشنواره در 5 زمینه می تواند آثار
خود را برای ما ارسال کنند : 1- در زمینه علمی شامل کتاب و مقالات
پایان نامه ها کارشناسی ارشد و دکتری ، 2- در زمینه ادبی شامل شعر
داستانهای کوتاه و بلند و قطعات ادبی، 3 – در زمینه رسانه ای در حوزه
رسانه های سمعی بصری شامل فیلم کوتاه ، فیلم بلند (سینمایی) ، نماهنگهای
دیداری و شنیداری ودر حوزه رسانه های دیجیتال شامل نرم افزارهای رایانه ای
و تلفن همراه ، سایت ها و وبلاگهای تخصصی و بازیهای رایانه ای ، 4- در
زمینه هنری شامل عکس ، پوستر و طرح های گرافیکی و سه بعدی ، هنرهای تجسمی
ف سرودها و نغمه های مقاومت و در بخش پنجم وبخش ویژه این جشنواره هم تجلیل
از فعالان عرصه مقاومت اسلامی ، شبکه های تلویزیونی ، ماهواره ای ،
روزنامه های برتر در حوزه مقاومت اسلامی و بخش روباتیک در دو سطح دانش
اموزی و دانشجویی را خواهیم داشت . مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور
بین الملل از موسسه بین المللی فرزندان روح الله ، صدا و سیما ، معاونت
پژوهشی وارتباطات فرهنگی بنیاد شهید ، کمیته حمایت از انقلاب اسلامی
مردم فلسطین نهاد ریاست جمهوری ، ستاد مرکزی قدس و انتفاضه شورای هماهنگی
تبلیغات اسلامی ، معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری ، تهران حوزه هنری
سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران و خبرگزاری قدس به عنوان نهادهای
همکار در این جشنواره نام برد و از مشارکت نهادها و سازمانهای دیگر در
این جشنواره استقبال نمود . وی در پایان گفت : امیدواریم که این حرکت
به عنوان جهادی آرام ، مقدس و منطقی در ریشه دار کردن مقاومت و امیدوارتر
نمودن مظلومان و ستمدیدگان در دنیا و همچنین مردم فلسطین برای تداوم
مقاومت اثرات خوبی داشته باشد.
مسيحيت
افراطي دانمارک درصدد است شنبهي آينده (21 فوريه 2009) در ميدان بزرگي در کپنهاگ،
پايتخت دانمارک، بخاطر تحريم کالاهاي دانمارکي از سوي مسلمانان، قرآن کريم را آتش
بزند.
برخي
از شرکتهاي غذايي مشهور مانند مرغ سوخاري کنتاکي، مک دونالدز، هارديس، برگر کينگ،
پيتزا هات، و استرباکس تصميم گرفتهاند تا محصولات دانمارکي را خريداري کنند تا
زيانهاي آنها را جبران کنند. اين زيانها 2 تا 4 ميليارد يورو برآورد شده است که
در صورت ادامهي تحريم، تا چند ماه آينده به 80 ميليارد يورو خواهد رسيد.
خبر
فوق را در هيچ منبع و سايت فارسي نيافتم ولي ميتوانيد اشاراتي از آن را در
اتصالات زير پيدا کنيد که البته در آنها هم به منابع خبري مهمي ارجاع داده نشده
است:
متن انگليسي
و عربي سايت اخير (turn to islam بازگشت به
اسلام) چنين است:
Holy Quran will be burnt on next
saturday
Dear ummath,
Has anyone heard of this , by CHRISTIAN EXTREMISTS?
Carrefour refused to boycott Israeli/American/Denmark Products
KFC (Kentucky Fried Chicken), McDonalds, Hardees, Burger King, Pizza Hutt &
Starbucks have decided to buy Denmark Products to save their losses.
Boycott Denmark Products and Circulate this news to whoever you can
Denmark wants to Burn the Holy Quran on next Saturday in the large grounds in
Coppenhagen (capital city of Denmark), in reply to the Islamic Boycott on their
products.
Please let's get together to boycott their products, and pray to Allah Almighty
to show them the result of their intentions, which will be a lesson for the
whole world.
Forward this to as many friends as you can.
السبت القادم سوف يحرق القران.... ادارة
كارفورترفض المقاطعة وكنتاكي
_ ماكدونالز _ هارديز _ برجركنج _ وبيتزا هت- وستار
بوكس قرروا شراء المنتجاتالدنمركية لتعويض خسائر الدنمارك قاطعوهم وانشر
الخبر لان الدنمارك تريد حرق المصحفالشريف يوم السبت القادم في الساحة الكبرى
في كوبنهاجن العاصمة كوبنهاجن ردآ علىالمقاطعة الإسلامية أرجوكم وحدوا الدعاء
بأن يرسل الله عليهم آيه من آياته ليكونواعبرة للعالمين (لاتدعها تقف عندك بل
أرسلها لا تمسحهاولا تغلق الصفحة امانة فى ذمتك ستسئل عنها
يوم القيامة
لا إله إلا الله محمدرسول الله لاإله ألا انت سبحانك إنى كنت من الظالمين لم يدع بها مسلم فى
شئالا وقد استجاب الله له ...
*
يک
تحليل آن است که اين کار با برنامهريزي صهيونيسم بين الملل انجام ميشود تا
مسلمانان را با مسيحيت و کشور دانمارک درگير کنند. اما در صورت درستي اين اخبار و
اين تحليل بايد به هوش باشيم و علاوه بر ادامه تحريم محصولات دانمارک که کشورهاي
ديگر عربي و اسلامي نسبت به ما پيشگام بودند، اين جبهه و سنگر مبارزه را به صورت
جدي درباب تحريم کالاي اسراييلي و آمريکايي نيز باز کنيم که با کمال تأسف حتي در
کشور جمهوري اسلامي ايران بدرستي و قوت انجام نشده است. به پيوست نامهي نامهي
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي اميركبير به محرابيان وزير صنايع و معادن را (تحت
عنوان هفت خوان مبارزه با کالاهاي صهيونيستي!) ملاحظه نماييد تا به دشواري مسير پيش
رو حتي در کشور خودمان پي ببريد. اما با نويد قرآن کريم که جاء الحق و زهق
الباطل و اين که اگر اهل حق در مسير خود بصيرت و استقامت داشته باشند، اهل
باطل خود را رسوا خواهند کرد، مسير فرارو بسيار اميدوار کننده است: ان الباطل کان
زهوقا (اسرا، 81)
مجددا
تاکيد ميشود که صحت و سقم خبر فوق قابل پيگيري است اما همين مقدار براي اينجانب
کافي بود تا يک بار ديگر دغدغهي شخصي خويش را منعکس نمايم. چنانکه مکرر در جلسات
متعدد به عرض رسيده، نيروي اصلي دانشجويان بسيجي در رابطه با اسرائيل بايد در دو
محور زير متمرکز شود:
الف. چرا با اسرائيل مبارزه کنيم؟ (ايجاد بينش و بصيرت در خودمان و
ديگر مسلمانان جهان)
ب. چگونه با اسرائيل مبارزه کنيم؟ (ارائه راهحلهاي عملي اقتصادي،
سياسي، نظامي، رسانهاي و ... براي نابودي اسرائيل)
در
سايتها و وبلاگها و کتابها هر چه جستجو ميکنيم، عليرغم وجود انبوهي از مباحث
در باب صهيونيسم و اسرائيل و يهودشناسي و ...، در باب دو محور فوق کمتر مطلبي يافت
ميشود. ديگر مطالب و تحقيقهاي علمي، اگر به نفع اسرائيل نباشد، چندان به ضرر آن
نيست!
موضوع
تحريم کالاهاي اسرائيلي آغاز خوبي براي گشودن اين جبهه و عرصهي مبارزه است. اين
هم نشاني سايتي که فهرست جامعي از محصولات اسراييلي را ارائه کرده
خوب
است بدانيد بسياري از کالاهاي مورد استفادهي خود ما و خانوادههاي ما (از قبيل
گوشيهاي نوکيا و لپتاپهاي اينتل و آيبيام و نسکافههاي نستله و نوشابههاي
فانتا و شکلاتهاي کيتکت و لباسهاي باس و تيمبرلند و ...) مستقيم يا با واسطه از
آن صهيونيسمهاست و ما عليرغم شعارهاي مرگ بر اسرائيل، از حاميان اقتصادي اسرائيل
هستيم! و فراموش نکنيم داستان صفوان جمال را که امام کاظم عليه السلام فرمود حتي
براي سفر حج هم نبايد شترهايت را به حکومت ظالمي مثل هارون کرايه دهي.
ايدهها و مطالب فراوان ديگر نيز وجود دارد که بماند براي بعد از تشکيل
شدن يک گروه کاري.
تدارک
يک وبلاگ اختصاصي براي اين کار ميتواند وسيلهي خوبي براي انتقال اطلاعات و تجربه
در اين زمينه باشد. مجموعهي اين اطلاعات و تجربيات بايد تدوين، ترجمه و در سطح
جهان اسلام منتشر شود ان شاء الله